محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

55

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

باب بيست و نهم : اجازه‌داران كوچ مردم از عرفه غوث بن مر و فرزندان او ابن‌اسحاق گويد : غوث بن مر بن ادّ بن طابخة بن الياس بن مضر ، اجازهء حج مردم در عرفه را برعهده داشت و پس از او پسرش اين اجازه را يافت و به او و پسرش « صوفه » مىگفتند . غوث بن مرّ از آن جهت چنين موقعيتى يافت كه مادرش زنى از جرهمىها بود و بچه‌دار نمىشد ، تا اين كه نذر كرد اگر صاحب پسر شود ، او را به خدمت و بندگى كعبه بگمارد . پس از آن غوث به دنيا آمد و در دوران كودكى همراه با دايىهاى جرهمىِ خود ، به خدمت كعبه مىپرداخت و به همين جهت مقام و موقعيتى يافت و اجازهء مردم را در عرفه به دست آورد و پس از وى پسرانش به ترتيب عهده‌دار اين مقام شدند تا اين كه منقرض گرديدند . مرّ بن ادّ در مورد برآورده شدن نذر مادرش « 1 » چنين سروده است : إنّي جعلت رَبِّ مَنْ بُنيَّهْ * رَبيطَةً بِمَكَّةَ العَلِيَّة فَباركَنَّ لي بِها اليَّهْ * وَاجْعَلْهُ لي مِنْ صالِحِ البَريَّه مىگويد وقتى غوث بن مرّ مردم را از عرفه راهى مىكرد چنين مىسرود : لا هُمَّ إنّي تابع بتسامح * إن كان إثم فعلى قضاعة

--> ( 1 ) . در اصل چنين آمده است ، ولى احتمال مىرود كه « برآورده شدن نذر همسرش » صحيح باشد ؛ زيرا زن مرّ همان مادر غوث است و اوست كه طبق روايت ابن‌اسحاق ، نذر كرد و نذرش را ادا نمود .